
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.. خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سالها دير کرده است در آيينه به خود نگاه ميکنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است..
رررررر







نوشته شده توسط سارا در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 16:17 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
عاشق دل تنها
رقص چشمات-علی
تیتوس
مارکار
مهشید(دختر دایی گلم)
آقاسیاوش
دو عاشق ویک دل
عاشق تنها
ما چند نفر(اسامه شمس)
مونا خانم
دختر متولد عشق (یاسمن)
شیوا جون
آقا محسن
فرشته های کوچولو
آقا افشین
دوستی یا عشق -تینا جون
قصه عشق-زهرا خانم
سارا جون
عشق اشک آلود- فرشید
محمد -کل شیشه ای
کاملیا
فتانه
آقا صابر مهربون
آقا مهدی
هانیفر
آقا حسین
شیرین جون
عاشقونه
punisher--boy
شب خاموش
ساز ها را باید از نو کوک کرد ( سارا )
نگین جون
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY