چشمای منتظر به پیچ جاده
دلهره های دل پاک و ساده
پنجره ی بازوغروب پاییز
نم نم بارون توخیابون خیس
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه
سهم من از با تو بودن طعم تلخ غروبه
غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده
برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده
تو ذهن کوچه های آشنایی
پر شده از پاییز تن طلایی
تو نیستی و وجودم وگرفته
شاخه ی خشک پیچک تنهایی
یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه.
نوشته شده توسط سارا در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
عاشق دل تنها
رقص چشمات-علی
تیتوس
مارکار
مهشید(دختر دایی گلم)
آقاسیاوش
دو عاشق ویک دل
عاشق تنها
ما چند نفر(اسامه شمس)
مونا خانم
دختر متولد عشق (یاسمن)
شیوا جون
آقا محسن
فرشته های کوچولو
آقا افشین
دوستی یا عشق -تینا جون
قصه عشق-زهرا خانم
سارا جون
عشق اشک آلود- فرشید
محمد -کل شیشه ای
کاملیا
فتانه
آقا صابر مهربون
آقا مهدی
هانیفر
آقا حسین
شیرین جون
عاشقونه
punisher--boy
شب خاموش
ساز ها را باید از نو کوک کرد ( سارا )
نگین جون
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY