تبليغاتX
 شب آفتابی

شب آفتابی

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.. خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است..

رررررر

 


 

نوشته شده توسط سارا در شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 16:17 موضوع | لینک ثابت


 


 

نوشته شده توسط سارا در سه شنبه سوم مهر 1386 ساعت 15:22 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting